هنر برای هنر یا هنر به مثابه ابزار

آقای «حامد زمانی» به مناسبت 13 آبان و همچنین اتفاقات جاری، ترانه‌ای به نام «مرگ بر آمریکا» (سروده محمدمهدی سیار) را اجرا نمودند که با استقبال یک گروه و انتقاد گروه دیگر در جریان‌های رایج سیاسی کشور مواجه شده است. بعد از شنیدن این ترانه چند موضوع به شدت جلب توجه می‌کند؛

صدای آقای زمانی اصلاً خوب نیست.

ارائه اعتقادات و نظرات یک گروه در قالب یک اثر هنری (مانند ترانه) بسیار پذیرفتنی است. قطعاً برای مخالفت با آن هم باید به همین صورت عمل کرد و به قول شاعر گرانقدر قرن 8 ما؛ « صالح و طالح متاع خویش نمایند، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید»

ریتم تا حدی حماسی ترانه به شدت باعث نزدیکی فرم و محتوی شده است. این حسن بالایی محسوب می‌شود.

یکی از مهمترین ویژگی‌های هنر، امکان ارائه نظر به صورت کنایی و مستور است. تا دقیقه حدود سوم از این ترانه پنج دقیقه‌ای، هیچ ارجاع مستقیمی به شعار «مرگ بر آمریکا» وجود نداشت.

مرگ بر تازیانه‌ها، تازیانه‌‌های بی امان، به گرده‌های بردگان

مرگ بر مرگ ناگهانی صدهزار زندگی در یکی دو ثانیه با سقوط علم از آسمان

مرگ بر کشتن جوانه‌ها، مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه‌ها

مرگ بر بریدن نفس مرگ بر قفس، مرگ بر حقوق بی‌بشر

کاش تا آخر نیز همانطور می‌ماند و به صورت مستقیم عبارت «مرگ بر آمریکا» در ترانه نمی‌آمد تا به اصطلاح نقدنویسان خیلی «گل درشت» نباشد. البته هنر می‌خواهد که یک شعار را به گونه‌ای در قالب یک ترانه آورد که شعاری نباشد.

شاعر عبارات شاعرانه مستحکمی در متن آورده است، همانند «مرگ بر قطعنامه‌های بستن فرات» که نمی‌توان از صنایع زیبای آن چشم پوشید.

همچنین جرأت شاعر از آورن بیت «مرگ بر قطع خنده‌های روشن علیرضا، مرگ بر گلوله‌ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا» در یک ترانه ستودنی است هرچند ممکن است آن را «تاریخ مصرف‌دار» کند. (علیرضا احمدی روشن و آرمیتا رضایی‌نژاد فرزندان دو تن از قربانیان ترور‌های مرتبط با پرونده هسته‌ای ایران هستند.)

جنجال‌ اظهار نظرها پیرامون این ترانه، به محتوای آن باز می‌گردد که برخی از شدت مخالفت نقاط قوت آن را نادیده می‌گیرند و برخی از شدت موافقت، نقاط صعف را نمی‌بینند. نمونه‌های داخلی و خارجی زیادی در این راستا وجود دارد، همانگونه که در یک دوره زمانی در ایران «روز سوم» بهترین فیلم جشنواره فجر شد و در دوره‌ای دیگر «آرگو» در آمریکا مجسمه اسکار را ربود.

نکته جالب توجه دیگر، حمایت و تشویق کروه کثیری از نمایدگان مجلس از این ترانه و خواننده آن است. مجلسیان دخالت در این امور را مانند ابراز ناراحتی از تساوی تیم ملی فوتبال حق مسلم خود می‌دانند، در حالی که باید به خاطر داشته باشند، در دنیای حرفه‌ای هنر، اعلام حمایت از یک خواننده «تبلیغات» محسوب می‌شود و این در شأن نمایندگان مردم یک شهر نیست.

/ 0 نظر / 12 بازدید