تیزر تلویزیونی ما و حقوق کودکان

شاید نوشتن این مطلب در وبلاگ چندان مرتبط نباشد اما واقعاً نمی‌توانم آن را نگفته باقی بگذارم... چند روز پیش مشغول مشاهده برنامه‌های جذاب صدا و سیمای ملی خودمان بودم که یک تیزر تلویزیونی توجه من را به خود جلب کرد:

«پدر و مادری در پارکینگ یک فروشگاه مشغول قرار دادن خریدهای خود درون ماشین هستند که ناگهان چرخدستی آنها شروع به حرکت کرده و به سمت خیابان می‌رود. کودک آنها نیز درون آن است و پدر و مادر با نگرانی به دنبال چرخدستی می دوند تا اینکه بالاخره پدر موفق می‌شود آن را متوقف کند. پدر و مادر نفسی از روی آسودگی می‌کشند و سپس پدر جعبه حاوی محصولات مجید را از درون چرخدستی بیرون می‌آورد و به بچه کاری ندارد.»

این که ممکن است یک شیشه آبلیمو برای بعضی‌هاز از بچه‌شان مهمتر باشد اصلاً مهم نیست اما در دنیا مقولاتی تحت عنوان حمایت از حقوق کودکان، یونیسف و ... وجود دارد که انگار در کشور ما ارزش چندانی ندارد. پخش چنین تیزری از یک تلویزیون اروپایی می‌تواند به یک تظاهرات برای احقاق حقوق کودکان منجر شود. جدا از همه این قوانین و عرف‌های بین‌المللی، از لحاظ انسانی نیز چنین تبلیغی بسیار مشمئز کننده به نظر می‌رسد. به هیچ وجه نمی‌توانم تصورم کنم که چنین ایده‌ای به مغز کدام طراح بیماری رسیده است و کسانی که آن را تأیید کرده‌اند چگونه با فرزند خود رفتار می‌کنند، اما مطمئن هستم که دیگر هیچگاه از محصولات مجید استفاده نخواهم کرد.

/ 5 نظر / 17 بازدید
سعید

فرهنگ غنی و انسانی ایرانی رو ترویج کردن. جایی که صد تومن کرایه تاکسی می تونه جون چند نفر رو بگیره. چیزی خارج از واقعیت جامعه مصور نشده. خیلی مشمئز کننده است.

علي ناصري

با سلام حضور جناب آقاي جهانيان بر حسب تصادف و جستجو، به وبلاگ شما برخوردم و يافتم كه شما نيز همچون من از "خوره هاي فيلم" و ايضاً مجله نوستالژيك "فيلم" هستيد، البته شما يك قدم از من جلوتر هستيد و با مشترك شدن آن، دردسر خريد مجله را از سر خود برداشته ايد، اما فراموشكاري، تاخير انداختن و ايضاً دلمشغولي هاي جديد من (مانند تمبر و اسكناس) هنوز مانع از آن شده تا پس از قريب به 19 سال مجله فيلم خريدن، آنرا مشترك شوم!!! وبلاگهايي دارم كه به تمبر و اسكناس ايراني مي پردازم و مدتي است كمي با سينما (به صورت پيگيري مدام مطالب سينمايي) قهرم، اما عادت فيم ديدن و نقد كردن (بين دوستان) از سرم نيفتاده... به هر حال بهانه اي بود تا با يك دوست "فيلم" ي گپي زده باشم. با اجازه شما، به وبلاگ "تمبرهاي ايران" لينك شديد. اگر دوست داشتيد، ما را هم لينك بفرماييد و سر بزنيد و نظر بدهيد، خوشحال مي شوم ارادتمند - علي ناصري - خراسان جنوبي - بيرجند

آيدا

سلام دوست گلم.اميدوارم خوب و سرحال باشي .[قلب][قلب][قلب][قلب] وبت رو ديدم.خيلي مفيده.مطالب مناسبي رو به کار گرفتي.کارت درسته. بهت تبريک ميگم.[دست][دست][دست][دست] اميدوارم که موفق و مويد باشي و اميد به زندگي هميشه توي قلبت بمونه. [گل][گل][گل][گل][گل] راستي عزيز اگه دوست داشتي يه سري به وب من هم بزن.خوشحال ميشم. منو ببخش که خودم رو معرفي نکردم.[گريه][گريه][گريه] من ايدا هستم.شما رو هم دعوت ميکنم تا به وبلاگ من سر بزنيد. [نيشخند][نيشخند][خنده][خنده] ادرسشو برات مينويسم.http://dating2010.mihanblog.com يه گروه دوست يابي خيلي جالبه. [قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] در ضمن ميتوني به گروه ياهوي من هم بپيوندي محل کاملا ايده ال براي تبادل اطلاعات تجربيات و نظرات بين جمعيت بزرگي از اعضاي شبکه ي نت هستش. بهت توصيه ميکنم حتمآ عضو بشي.[خنده][خنده][خنده][خنده] اين ادرسشه:http://groups.yahoo.com/group/dokhmarkhanoooom ازت ميخوام منو لينک کني.به اسم پاتق دختر پسراي ناز و با حال ايراني فراموش نکني ها.منم لينکت ميکنم.باي. [بدرود][بدرود][بدرود][بدرود]

ماندانا

درودهاي فراوان به مدير مسئول محترم: همكاران عزيز، شما را به وبلاگ جامعه ايران و جامعه شناسي آريائي http://aria20.blogsky.com با مقاله جديد دعوت مي كنم از نقدهاي خوبتان دريغ نورزيد و در ضمن در نظر سنجي وبلاگ شركت نمائيد با تشكر همكار شما ماندانا