مونولوگ (به سبک آقای احمد طالبی ن‍ژاد)

جناب آقای مهرجویی

 

از آن وقتی که با دیدن پری، فیلم­باز شدم، نمی­توانم از اسم شما به راحتی بگذرم. گشتم و همه فیلمهای شما را پیدا کردم و دیدم، در دانشگاه شریف برای شما همایش برگزار کردم، موقع ساختن مستند هامون (هامون بازها) با مانی حقیقی هم­صحبت شدم و ... اما هیچکدام این عطش را سیراب نکرد. انگار هر لحظه یک فیلم جدید می­خواستم. حس اولین بار دیدن یک فیلم دیگر...

دورادور خبر رسیده بود علی سنتوری (یا به قول بقیه سنتوری) ‌از آن فیلمهایی است که خوب بودن آن دلیل نمی­خواهد. قرار بود عید فطر اکران شود که نشد بعد گفتند جشنواره .... درست است که من هم مثل شما از سیمرغ و خرس و یوزپلنگ خسته شده­ام اما فیلم تازه از تنور درآمده را دیدن به زحمت صف ایستادن می­ارزد. گفتند پخش نمی­شود، فکر کردم مثل فیلم قبل می­شود، مهمان مامان را که یادتان هست، ‌دیر رسید و بهترین شد. اما امسال فرق می­کرد و بحث رفته بود سراغ ممیزی و اصلاحات، دلم طاقت نمی­آورد که بشنوم فیلم شما هم تکه تکه شده است.

حالا من مانده­ام و یک خواهش... خواهش می­کنم بعد از اکران فیلم تکه تکه سنتوری، اگر امکان دارد، DVD کامل آن را حتی به دست این فروشندگان گوشه پیاده­رو هم که شده، به علاقمندانتان برسانید. من دلم به حال خودم نمی­سوزد، دلم به حال کسانی می­سوزد که الان باید فیلم­باز شوند...

 اگر ارائه DVD هم امکان پذیر نیست حاضریم مثل بانو، هفت سال صبر کنیم...

 

/ 2 نظر / 23 بازدید

دوست من حيف نيست نامه تان را با آوردن اسم افرادی چون طالبی نژاد خراب کنيد. بيانديشيد لطفا فکر کردی مهرجويی بيکاره بياد نامه تو رو بخونه

مانی

رنگ خيال با نقد برکت تازه شد . در جواب دوستتون ُ، ما زنده به آنیم که آرام نگیریم . موجیم که آسودگی ما عدم ماست