امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
دوئل نویسنده: امید جهانیان - یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۳

 

   نوشتن در مورد «دوئل» كار سختي است. آنقدر موضوع و نكته براي نوشتن دارد كه نويسنده نمي‌داند از كدام بگويد. شايد مهمترين نكته و اولين آنها اين باشد كه «دوئل» در سينماي ايران يك انقلاب است. اگر تابحال از «گاو»، «قيصر»، «گنج قارون»، «هامون» و ... به عنوان نقاط عطف سينماي ايران نام برده مي‌شد، حالا يك نام ديگر به آنها اضافه شده‌است: «دوئل». شايد هم بتوان به جرأت - حداقل از منظر صنعت سينما- گفت كه «دوئل» سينماي ايران را به دو دوره قبل و بعد از خود تقسيم مي‌كند. خيلي از فيلمهاي بزرگ و جريان ساز سينماي كه جهان توليد شدند، در همان ابتدا و لحظه اكران مورد توجه قرار نگرفتند. براي مثال مي‌توان به «همشهري كين»، «رواني» و «۲۰۰۱ يك اديسه فضايي» اشاره كرد. اما حالا مي‌توان اين انقلاب را در همان لحظه تولد احساس كرد. (Listen to the wind of change) به نظر مي‌رسد حتي مخالفين اين فيلم هم قبول دارند كه «دوئل» يك تحول تازه است. «دوئل» براي اولين بار حس جادويي و مسحور كننده پرده سينما را در مردم ايران القاء كرد و بايد به حال كساني كه به هواي آمدن فيلم در مؤسسه رسانه‌هاي تصويري از رفتن به سينما چشمپوشي مي‌كنند، افسوس خورد. «دوئل» با آن تصويربرداري زيبا و آن صداي تأثيرگذار واقعاً در سينماي ايران بي‌بديل است. اين سوپر پروداكشن سينماي ايران مديريت و سعه صدر «درويش» را نيز به نوعي اثبات مي‌كند. او نشان داد كه «ما هم مي‌توانيم!».  

۱-    «جهان آرا» يكي ازماندگارترين شخصيت‌هاي جنگ تحميلي است. داستان فتح خرمشهر و شهادت او مي‌تواند منبع يك ترا‍ژدي ايراني باشد و سوز دروني آهنگ «محمد نبودي ببيني...» (با صداي كويتي‌پور) نيز بيانگر متمايز بودن وجود اين فرد است. «درويش» در اين فيلم به بهترين وجه نسبت به او اداي احترام ( و شايد تا حدي هم اداي دين) كرد. به خاطر اين كار بايد از طرف خيلي‌ها از «درويش» تشكر كرد.

۲-    بازي «پرويز پرستويي» در اين فيلم از نظر خيلي افراد حضوري افتخاري تلقي شد. اما بايد گفت از منظري ديگر افتخار نصيب خود «پرستويي» شده‌است كه قرعه بازي در اين نقش به نام او افتاد. خشم و مهرباني يك فرمانده را كسي جز او نمي‌توانست اينچنين زيبا تلفيق كند. نقشي بود برازنده خود «پرستويي» و انصافاً در اجراي آن سنگ تمام گذاشت. اين نكته مثبت فيلم در واقع هديه «حاتمي كيا» به «درويش» است كه نشان داد «پرستويي» اين قابليت را دارد. هنگامي كه او با چشماني برافروخته و خون‌آلود «اروند» را صدا مي‌زند مي‌توان معني « رُحَماءَ بَينَهُم و اَشِداءً عَلي الكُفار» را فهميد.

۳-    هنگام حمله دو هواپيماي عراقي، صداي دالبي بيننده را به درون پرتاب مي‌كند. اين عامل باعث مي‌شود اين صحنه بسيار تأثيرگذار باشد. اما «درويش» از يك پارامتر مهم ديگر نيز استفاده كرد : موسيقي «مجيد انتظامي» كه از بلندگوهاي پشت سر به گوش بيننده مي‌رسد. در كنار هم قرا رگرفتن اين دو پديده باعث مي‌شود تا در آن لحظات انسان ناخواسته وارد خلسه سينما شود، ميخكوب بر صندلي و مسحور پرده جادويي، حس لطيفي كه «دوئل» به بينندگان تقديم كرد. حسي كه شايد به همين سادگي‌ها قابل توصيف نباشد.

۴-    دو تكه بودن فيلم مشكلي است كه اين بار هم گريبان فيلم «درويش» را گرفته‌است. در «متولد ماه مهر» نيز همين معضل وجود داشت اما  «درويش» با تعصب در همين مسير گام برمي‌دارد. شايد هم او درست مي‌گويد و نظر سايرين اشتباه باشد. شايد اين مورد هم جزء مواردي باشد كه با گذشت زمان مشخص خواهد شد. ( يا به اصطلاح معروف، تاريخ قضاوت خواهد كرد.)

۵-    «پژمان بازغي» مجموعه‌اي از كارهاي سطحي را در كارنامه خود دارد. انتخاب او براي ايفاي نقش اول اين فيلم با تعجب همراه بود، اما او خوب بود. سينماي ايران اميد دارد همانگونه كه «علي مصفا» از دل فيلم بسيار معمولي «اميد» توسط «مهرجويي» كشف شد و با ايفاي نقش ماندگار «داداشي» در فيلم «پري» به عنوان يك بازيگر خوب و قابل توجه شناخته شد، «پژمان بازغي» نيز بتواند خاطرات نقش‌هاي مبتذل قبلي را از ذهن مردم پاك كند.

۶-    «سعيد راد» نياز به تعريف ندارد. «علي خوش‌دست» هميشه در ذهن‌ها باقي است. «اسكندر» هم مانند «علي خوش‌دست» تنهاست. در آغوش خيلي‌ها گرماي «سليمه» را جستجو مي‌كرد اما «دوئل» را به «زينال» باخت و باز هم تنها ماند و آخر ...مانند «علي خوش‌دست» رفت.

۷-   «دوئل» واقعاً بين چه كساني بود؟ «زينال» و «اسكندر»؟ «قاسم» و «اسد»؟ «سليمه» وحس خونخواهي يحيي؟ رزمندگان واقعي و سوءاستفاده چي‌ها؟ همه اين‌ها «دوئل» بود، و مانند هر دوئلي يك برنده و يك بازنده داشت اما دوئل «زينال» و «اسكندر» برنده نداشت. «دوئل» بر سر طلا بود يا «سليمه« يا بيست سال عمر تلف شده، هيچ فرقي نمي‌كرد. بيست سال زندان و بازگشت بدون استقبال، طلاهاي پودر شده و خاكسپاري با شكوه استخوان «يحيي» توسط «سليمه» نشان مي‌دهد «زينال» به هرچه فكر مي‌كرده، شكست خورده همانطور كه «اسكندر» شكست خورد ونه به طلا رسيد و نه به «سليمه». بيرون آوردن گاوصندوق از آب نيز براي «زينال» افتخار نبود. گاوصندوق به «جهان‌آرا» نرسيده بود و «يحيي» با آن غرق شده بود و اين تنها يادآور شكست‌هاي «زينال» است. بيرون آمدن گاوصندوق براي كسي پيروزي بود كه به خاطر آن پست خود را از دست داد. كسي كه مسؤول بود ولي مقام نداشت.

۸-   نقش «هانيه« براي «هديه تهراني» زود بود. او بازيگر خوبي است اما اگر به صحبت‌هاي «درويش» (صفحه ۸۰ ماهنامه «فيلم»، آذر ماه ۱۳۸۳، شماره ۳۲۵) مراجعه شود، اينطور به نظر مي‌رسد كه خانم «تهراني» خود را به عنوان يك ابزار فروش مي‌بيند و اين براي يك بازيگر (كه تجربه بازي در فيلم‌هاي خوبي نظير «كاغذ بي خط»، «قرمز» و «خانه‌اي روي آب» را دارد) بسيار ناپسند است. نقش «هانيه» قرار بود به عنوان مظهر عشق و پاكي به كار رود كه متأسفانه اصلاً خوب از كار در نيامد. ضعف نحوه نمايش اين نقش و استفاده تبليغاتي اغراق شده از بازيگر آن، اشتباه بزرگي بود كه خيلي از طرفداران فيلم هم به خاطر آن از «درويش» دلگير شدند.  

     «گفت: در افسانه مجنون مال ِ ليلا می‌شود! /  قسمت وامق فقط از خون عذرا مي‌شود!

     گفت:اينجا گرگ با چاه و زن و زندان يکی است! / استخوانت آخرش مال‌ِِ زليخا می‌شود!»

                                                              (شعر از آقاي امير مرزبان، البته با عرض معذرت بدون اجازه!)

 

   «دوئل» فيلم ارزنده‌اي است. حيف است لذت ديدن آن در يك سينماي مناسب، از دست برود.

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...