امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
مهمان مامان نویسنده: امید جهانیان - دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۳

  همه کسانی که کارهای مهرجویی را از ابتدا دنبال کرده باشند می دانند که تغییر ناگهانی رویه کار ( به خصوص در فیلم های اخیرش) از ویژگی های این فیلمساز به شمار می رود. به عبارت دیگر می توان گفت شاید فقط در دوره فیلم های « هامون» ، « بانو» ، « پری» و تا حدی « لیلا» ، مهرجویی یک رویه نسبتاً ثابت را پیموده است و در سایر موارد تنوع طلبی در آثار او کاملاً مشهود است. با این توضیحات تولد فیلمی نظیر « مهمان مامان» در پرونده مهرجویی اتفاق عجیب و تازه ای به شمار نمی رود.

   در « مهمان مامان» ، مهرجویی دوباره یک حلقه ارتباطی بین ادبیات و سینما بوجود آورد. پیش زمینه این امر هم در فیلم های سابق او وجود داشته است. این بار او به سراغ داستانی از « هوشنگ مرادی کرمانی» رفت. نویسنده ای که او را معمولاً با « قصه های مجید» به خاطر می آورند. فیلمنامه در حضور نویسنده اصلی ، بوسیله خود مهرجویی و خانم « محمدی فر» باز نویسی شد تا بیشتر فرم سینمایی به خود بگیرد و البته در اینجا هم قصد آن نیست که به تفاوت های فیلمنامه با رمان اصلی اشاره شود. ( برای بررسی این بحث می توان به پرونده فیلم « مهمان مامان» در «مجله فیلم» مراجعه کرد.)  

    شاید اولین نکته ای با شروع فیلم بیشتر جلب توجه می کند، فیلمبرداری شناور آن است. دوربین سردست « تورج منصوری» در این فیلم واقعاً نگاهی که مهرجویی می خواسته را بوجود آورده است. کاربرد مهم این نوع فیلمبرداری این است که بیننده خود را در میان جریان احساس می کند، درست بر خلاف دوربین ثابت که بیینده همه چیز را درون یک قاب و از بیرون تماشا می کند. این انتخاب باعث شده است که تماشاگر فیلم به نوعی خود را درگیر اتفاقات درون فیلم بپندارد. در ادامه توضیح داده خواهد شد که این انتخاب تا چه حد در تأثیر گذاری این فیلم نقش داشته است.

   هدف این نیست که در این نوشته به بررسی قابلیت های فنی فیلم ( البته به جز فیلمبرداری که در بالا به آن اشاره شد) پرداخته شود.در اینجا قصد این است که از یک دیدگاه دیگر به فیلم نگاه شود.

   مشکلات روزمره زندگی امری است که در همه حال و برای همه کس پیش می آید. نمی توان در این دنیا کسی را پیدا کرد که در زندگی خود دچار این مشکلات نباشد. یک اتفاق هم ممکن است به نوبه خود مشکل به حساب نیاید اما با توجه به عرف جامعه یا یک سری اعتقادات شخصی، تبدیل به یک مشکل شود. نمونه بارز آن هم در همین فیلم وجود دارد؛ آمدن مهمان که به نوبه خود امری است عادی، برای شخص « مامان» ( به علت اغتقاداتی که در مورد نوعروس و پاگشا و .. دارد) به یک معضل بزرگ تبدیل می شود. از رفتار اطرافیان او هم مشخص است که یک عده ( همانند زنان همسایه) نیز این امر را یک مشکل می دانند و برای کمک به « مامان» دست به هر کاری می زنند و عده دیگری (نظیر شوهر او) اصلاً به چشم مشکل به این قضیه نگاه نمی کنند. با این توضیحات مختصر پیش زمینه ای برای یک بحث بزرگ بوجود می آید. اصولاً به چه اموری در زندگی­ « مشکل» گفته می شود؟

   همانطور که ذکر شد یک امر می تواند از یک دیدگاه مشکل باشد و از دیدگاهی دیگر اصلاً مورد مهمی به نظر نیاید، بنابراین شاید یکی از راه های حل یک مشکل، تغییر دیدگاه شخص باشد. چیزی که در تمام فیلم اطرافیان می خواستند به « مامان» بفهمانند اما او همچنان بر اعتقادات خود پافشاری  می کرد.

   مهرجویی تا حدی خواسته است در این فیلم نحوه برخورد اقشار مختلف را با مشکلات روزمره زندگی نشان دهد. آن هم در خانه ای که هر قضیه کوچک را به چشم یک مشکل بزرگ می بینند. کافی است فقط به موارد زیر دقت شود:

   پدر خانواده به خاطر رفتار نادرست پسرش ( رانندگی بدون اجازه با ماشین مهمانان) از دست او عصبانی می شود و می خواهد او را کتک هم بزند اما با پادرمیانی دیگرن آرام می شود و رفتارش با پسر کاملاً حالت دوستانه به خود می گیرد.

    مستأجر معتاد به خاطر پنهان کردن مواد، زنش را می زند اما وقتی آرام شد مشخص می شود که چقدر عاشقانه زنش را دوست دارد.

   فرد مغازه دار به علت برداشتن بدون اجازه گوشت و ماهی، پسرش را تنبیه می کند اما وقتی می فهمد این کار برای چه بوده است همراه او تا خانه « مامان» می آید و گوشت و ماهی را به آنها می دهد.

    دختر خانواده به خاطر زخمی شدن ماهی ناراحت می شود و آقای دکتر ( که به او علاقمند هم هست) ماهی را در آب بخیه می زند و خیال دختر آسوده می شود.

    همانطور که ملاحظه می شود، مشکلاتی از این نوع در طول فیلم بسیار به چشم می خورد( که به خاطر نوع فیلمبرداری و نحوه نگاه، تماشاگر به نوعی خود را نیز شریک این مشکلات می پندارد) اما نکته مهمتر از آن، نحوه حل شدن آنها است. تمام این مشکلات به نوعی حل می شوند. شاید مهرجویی به صورت ظریف این شعار را داده است که همه مشکلات بالاخره حل می شوند و نباید خیلی به خاطر بروز آنها زجر کشید.

   البته این گونه برداشت شعاری از فیلم مهرجویی شاید خیلی سطحی نگری باشد اما به هرحال یکی از نتایجی است که از فیلم دریافت می شود، همین است. شاید این فیلم حداقل در ظاهر- خیلی کمتر از سایر آثار فیلم های مهرجویی نگاهی درونی و روان شناسانه به فرد داشته باشد اما هنوز هم در گوشه هایی از فیلم آن هنر ظریف مهرجویی پیداست.

    عشق سنتی بین « مامان» و شوهرش، عشق امروزی فرد معتاد و همسرش و جوانه های در حال شکل گیری عشق دختر خانواده به آن دانشجوی دارو سازی، همه و همه گوشه هایی از هنر مهرجویی است که در این فیلم نمایان است.

    نکته بسیار مهم دیگر در این فیلم بازگشت مهرجویی به همان علاقه همیشگی و سنتی خود است. تمام کسانی که کارهای مهرجویی را دنبال می کنند می دانند که « سفره غذا» موتیف آشنای فیلم های مهرجویی است. اما این بار او موتیف همیشگی اش را کمی بیشتر بال و پر داد و به عنوان هسته اصلی حوادث داستان انتخاب کرد.

 

   « مهمان مامان» یک فیلم کاملاً بی پیرایی و روان است. از آن فیلمهایی که انسان با دیدن آن احساس آرامش می کند. وقتی فیلم با خاموش شدن چراغها خاتمه می یابد بیننده دلش می خواهد همچنان خودش را در آن سکون و سکوت و آرامش غوطه ور ببیند و شاید لحظه ای فکر کند که آیا می توان به همین راحتی بر همه مشکلات زندگی فائق شد. حتی به نظر می رسد در پایان فیلم گربه و ماهی هم به یک زندگی مسالمت آمیز در کنار هم رسیده اند... و در انتها نمی توان به یکی از دلپذیرترین لحظه های فیلم اشاره نکرد. لحظه ای که همه دارند برای مهمانی آماده می شوند و همان فرد معتاد در حالی که گردن بند همسرش را می بندد به او می گوید: « چه خوشگل شدی، جوجو!»

 

« زندگی شستن یک بشقاب است...»

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...