امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
رسانه ملی و جشنواره فیلم فجر نویسنده: امید جهانیان - چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳٩٢

پخش مستقیم مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر چند سالی است که با گسترش شبکه‌های داخلی تلویزیون، در شبکه‌هایی که اصولاً مخاطب کمتری دارند آغاز شده است. ابتدا شبکه «آی‌فیلم» و سپس شبکه «نمایش» مسوول این کار شده‌اند. به کارگیری این شبکه‌ها سبب می‌شود تا ضمن راضی نگاه داشتن علاقمندان سینما، حواشی پیرامون این رویداد سینمایی با شدت کمتری به به سطح جامعه وارد شود.

جشنواره فیلم فجر، یک جشنواره فیلم دولتی است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزارکننده آن است. از سویی دیگر سازمان صداوسیما به عنوان یک نهاد مستقل (و البته انحصاری)، اختیار شبکه‌های تلویزیونی را در دست دارد. در چند سال اخیر که این سازمان عملاً با سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همسو بود، سنت پخش مستقیم اختتامیه پدیدار شد. اما امسال برگزاری جشنواره بر عهده وزارتخانه‌ای است که صداوسیما در طول چند ماه اخیر نشان داده که همخوانی چندانی با آن ندارد. بدیهی است عدم پخش مراسم اختتامیه در اولین سال دولت جدید، شائبه‌های فراوانی را ایجاد می‌کرد، بنابراین مراسم به صورت زنده از شبکه نمایش پخش شد اما همخوان نبودن دیدگاه‌ها، وضعیت نامطلوبی را دراین پخش مستقیم به وجود آورد که می‌توان از چند منظر به آن پرداخت.

به هنگام سانسور تصاویر زنده، چه چیزی باید پخش شود؟

در خصوص این که چه موردی ممکن است در برنامه‌ای رسمی در کشور که با حضور وزیر و جمعی از صاحب منصبان نظام در حال برگزاری است، وجود دارد که نباید در صداوسیمای همین کشور پخش شود، در بخش‌های بعدی بحث خواهد شد اما اولین موضوعی که جلب توجه می‌کند این است، اگر تصویر زنده مراسمی اینچنینی نیاز به سانسور داشت، چه چیزی باید پخش شود. تجربیات گذشته از پخش تصاویر مناظر طبیعی تا دروغ مصلحتی قطع ارتباط با مرکز و البته تکرار صحنه‌های حساس در مسابقات ورزشی را شامل می‌شد اما در برنامه امشب، یک مجری و کارشناس سینمایی این وظیفه را به عهده گرفته بودند. تصویر تلویزیون به محض وقوع اتفاقی نامطلوب بر روی سن جشنواره، به چهره این دو نفر کات می‌شد که عملاً غافلگیر شده بودند و نمی‌دانستند چه باید بگویند و تقریباً در تمام موارد تا صحبت آنها به پایداری نسبی می‌رسید، اتفاق نامطلوب روی سن برطرف شده بود و تصویر به روال سابق باز می‌گشت.

بالاخره نمایش ساز حرام است یا حلال؟

اولین مورد قطع تصویر مربوط به پخش نماهنگی در سالن اصلی بود که به علت نمایش ساز، با دستپاچگی بسیار قطع شد. به نظر می‌رسد هنوز بسیاری از قوانین نانوشته بر صداوسیما حاکم است. حرام بودن یا نبودن نمایش ساز در رسانه ملی، موضوعی است که به راحتی با استفتاء قابل حل است و به نظر می‌رسد بهتر است این  بازی‌هایی که رنگ و بوی سیاسی آن به شدت جنبه‌های اعتقادی را تحت‌الشعاع قرار داده است، هر چه سریع‌تر پایان یابد.

آیا رسانه ملی حق جانبداری از یک فیلم را دارد؟

بدیهی است که هر سایت، روزنامه یا مجله با توجه به علاقه و دیدگاه‌های خود به نقد، تعریف و شاید تحقیر یک فیلم بپردازد. نمونه‌های آن در طی این ده روز بسیار زیاد است. این موضوع نشان‌دهنده چند صدایی بودن فضای رسانه‌ای بوده و در ذات خود بسیار مطلوب است زیرا می‌تواند فضای گفتمان و بحث را ایجاد کند. اما آیا صداوسیما با توجه به انحصاری بودن ساختار آن (طبق نص قانون اساسی) چنین اجازه‌ای را دارد. صداوسیما در چند روز اخیر با توجه بیش از حد به فیلمی چون «شیار 143» ممکن است فضا را برای نقد این فیلم، به شدت دو قطبی کند و باعث دور شدن برخی نقدها از حیطه انصاف شود.

واقعاً چه بخش‌هایی سانسور شد؟

دو رویدادی که حین آنها تصویر سالن همایش به چهره آن دو نفر مذکور قطع شد مربوط به جوایز بهترین چهره‌پردازی و بهترین فیلم از دیدگاه مردم بود. محسن دارسنج پس از دریافت جایزه بهترین چهره‌پردازی برای فیلم «همه چیز برای فروش» این جایزه را به محسن امیریوسفی کارگردان «آشغال‌های دوست‌داشتنی» و امیر ثقفی کارگردان «همه چیز برای فروش» هدیه کرد و گفت: 80 درصد آنهایی که اینجا هستند خانه اجاره‌ای دارند، امیدوارم فکری در این زمینه بشود. مصطفی کیایی نیز که سیمرغ مردمی این جشنواره را برای فیلم «خط ویژه» به صورت مشترک با فیلم «شیار 143» دریافت کرد گفت: «خیلی خوشحالم که فیلم می‌سازم و مردم می‌روند برایش پول می‌دهند و فیلم را می‌بینند. به ما گفتند راجع به داوری صحبت نکنید چون منشوری می‌‌شوید وفیلم‌مان را بدون تماشاگر اکران می‌کنند! سعی می‌کنم بگویم عصبانی نیستم!» بسیاری از مخاطبان که آنچنان جدی رویدادهای جشنواره را دنبال نمی‌کردند (و البته بسیاری از خوانندگان همین مطلب) مطمئناً درک نمی‌کنند که جملات بالا چرا باید سانسور شود. آیا این موضوع که فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» (بنا به هر دلیلی) از جشنواره کنار گذاشته شد یا فیلم «عصبانی نیستم» (باز هم بنا به هردلیلی) از بخش مسابقه کنار کشید، دلیلی می‌شود که میلیون‌ها بیننده در سراسر کشور با چهره مشوش یک مجری و یک کارشناس مستأصل مواجه شوند که خودشان هم نمی‌دانند چه باید بگویند.

پی‌نوشت: حدس می‌زنم تهیه کننده محترم برنامه به جای این‌که فردا به خاطر این قطع‌های ناگهانی (که در بسیاری موارد می‌تواند از مصادیق توهین به شعور مخاطب به شمار آید) از بینندگان خود عذرخواهی کند، این کار را به دلیل پخش ترانه «برقصا»  با صدای محسن چاوشی انجام خواهد داد. هنوز بسیاری به یاد دارند که چند سال پیش، صدای همین خواننده یکی از دلایل توقیف «سنتوری» بود.

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...