امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
درباره الی ... نویسنده: امید جهانیان - شنبه ٢٠ تیر ۱۳۸۸

نوشتن درباره فیلم درباره الی... از آن جهت سخت است که این فیلم به شدت بیننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تحت تأثیر فیلم قرار گرفتن نیز آفت نقد نویسی است. فرهادی همواره در چارچوب قواعد کلاسیک فیلمسازی حرکت می‌کند و این امر باعث می‌شود تا علاوه بر بینندگان جدی فیلم، عموم افراد نیز به راحتی با آن ارتباط برقرار کنند. چهارشنبه سوری نمونه بسیار مناسبی برای اثبات این قضیه است.

ریتم بسیار حساب شده فیلم، کشش مناسبی به آن داده است. سرعت فوق‌العاده شروع فیلم، حرکت‌های سریع دوربین، دیالوگهای تند و شاد، تنوع لوکیشن و ... ورودیه بسیار دلچسبی برای فیلم است. به محض اینکه این هیجانات، بیننده را به لذت سکرآور سینما وارد می‌کند، فیلمساز ضربه خود را وارد می‌کند. آن افتتاحیه تند باعث می‌شود تا نه تنها بیننده با دیدن حرکات بسیار سریع این قسمت (در آب افتادن آرش، گم شدن الی و سرگردانی بقیه) شوک زده نشود، بلکه با توجه به پیش‌زمینه‌های ایجاد شده بتواند با آن اوج بگیرد. این کار سبب می‌شود تا در این ضربه، که طبق قواعد کلاسیک فیلمنامه نویسی، گره‌فکنی در پایان یک سوم ابتدایی داستان نام دارد، بیننده کاملاً مضطرب شود و فیلمساز عملاً به هدف اصلی فیلمسازی خود، یعنی همراه کردن بیننده با روایت داستان، دست یابد.

ریتم مناسب فیلم به نوعی محصول هماهنگی و کار خوب نویسنده فیلمنامه، کارگردان و تدوینگر فیلم است. اما این مزیت، تنها نقطه قدرت فیلم به حساب نمی‌آید. کارگردانی تحسین برانگیز فرهادی نیز از دیگر ستونهای عظیم این فیلم به شمار می‌رود. خرس نقره‌ای جشنواره برلین و سیمرغ بلورین جشنواره فجر (که اعطای آن علیرغم تمام محافظه‌کاری‌ها صورت پذیرفت) نشانه‌های مناسبی برای کارگردانی خوب فیلم محسوب می‌شود اما شخصاً ترجیح می‌دهم که در اینجا فقط به یک نکته کوچک اشاره کنم. توجه به جزئیات، جزء مهمترین مشخصه‌های یک کارگردان خوب است. مزیتی که به عنوان مثال کیانوش عیاری برای آن در سریال روزگار قریب بسیار ستایش شد. این خصوصیت در فرهادی نیز به شکل بسیار پخته‌ای به چشم می‌خورد. فقط کافی است نگاهی دوباره به صحنه ماندن انگشت مریلا زارعی لای در (در اوج هیجانات گم شدن الی) و سپس درد داشتن دست او در چند سکانس بعد انداخته شود.

بازیگران این فیلم نیز مجموعه‌ای کم‌نظیر در تاریخ سینمای ایران تشکیل دادند. رقصیدن احمقانه مانی حقیقی، ای وای گفتن‌های شهاب حسینی، گریه فوق‌العاده گلشیفه فراهانی در کنار آبگرمکن قدیمی پس از گم شدن الی، دعا خواند زیر لب مریلا زارعی و بسیاری از موارد دیگر این گفته مرا تأیید می‌کند.

پس از بحث‌های فنی در خصوص خوبیهای فیلم، می‌توان کمی عمیق‌تر در مورد مفهوم فیلم نیز سخن گفت. روند توسعه سینمای اجتماعی ایران نشان داده است که متأسفانه کمتر به صورت جدی به طبقه متوسط پرداخته شده است و اتفاقاً نمونه‌های جدی آن در زمره بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران جای گرفته‌اند و از آن جمله می‌توان به سارا و چهارشنبه سوری اشاره نمود. فرهادی در سالهای اخیر نشان داده که توانایی خوبی در این راستا دارد.

چند خانواده جوان، برای تفریح و به‌هم رساندن یک زوج راهی شمال می‌شوند. سرزندگی و شوخی در فضا جاری است و - علیرغم بسیاری محدودیت‌ها- نشان دادن رقص‌های سرخوشانه (که از خصوصیت منحصر به فرد ایرانی‌ها به شمار می‌رود) این فضا را بسیار خوب بیان می‌کند. تا اینجا همه چیز خوب پیش می‌رود و همه بی‌مسوولیتی‌های افراد مانند عدم هماهنگی برای اجاره ویلا و انتخاب یک ویلای بی‌دروپیکر زودگذر به نظر می‌رسد. این روند تا وقوع فاجعه ادامه دارد و پس از آن چهره جدیدی از افراد روی می‌شود. حالا در این قسمت رفتار افراد به شدت تغییر می‌کند. در ابتدا هر شخص به دنبال مبرا کردن خود از اتفاق پیش آمده است. منطق صحبت‌ها از بین می‌رود. همه می‌دانند که به نوعی کم کاری (بی مسوولیتی) داشته‌اند اما دنبال یک تقصیر مهم‌تر از تقصیر خود می‌گردند تا بتوانند خود را تبرئه کنند. این خصوصیت (شاید بد) به خوبی در اینجا تصویر شده است. دیالوگ‌ها به صراحت نشان می‌دهد که همه افراد تقصیر خود را باور دارند اما ترجیح می‌دهند مسوولیت اتفاق را بر گردن مقصرتر از خود بیندازند. این روند فکری به صورت ناخودآگاه به سوی الی نیز کشیده می‌شود، یعنی یک حس درونی در افراد باعث می‌شود تا حتی قربانی را نیز وارد فرافکنی‌های خود کرده و او را نیز که فرصت دفاع از خود را ندارد- گناهکار می‌پندارند.

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...