امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
پارک وی نویسنده: امید جهانیان - شنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٦

جیرانی این‌بار دغدغه‌های اجتماعی‌اش را به صورت خیلی ملموس‌تر با دغدغه‌های سینمای‌اش ترکیب کرده است و در بستر شهر تهران در قالب یک فیلم ژانر وحشت به موضوع بیماران روانی پرداخته است.

 پارک وی را می‌توان از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی قرار داد تا جنبه‌های مثبت و منفی آن بیشتر نمایان شود.

ژانر وحشت

 تجربه ژانر جدید در سینمای ایران واقعاً جسورانه است. حتی با در نظر گرفتن شب بیست و نهم و خوابگاه دختران، باز هم می‌توان پارک وی را جزء نقاط سرآغاز این ژانر در سینمای ایران دانست. جیرانی تا قبل از پارک وی، با پا گذاشتن روی خط قرمزهای موضوعی، جسارتش را نشان داده بود. شخصیت عاشق روانی در قرمز، عشق ممنوع در شام آخر،  زن خیابانی در آب و آتش و پشت پرده سینما در جلدهای ستاره‌ها طیف این جسارتها را نشان می‌دهد. این بار جیرانی سراغ جسارت در ژانر رفته است، ژانری که پیش از این تجربه موفقی در ایران نداشته است. خنده‌های بی‌مورد تماشاگران در صحنه‌های به اصطلاح وحشتناک این فیلم هم نشان می‌دهد هنوز هم تجربه موفقی به این مجموعه اضافه نشده است، اما همیشه برداشتن گامهای اولیه سخت است. جیرانی با این کار تجربه جمعی سینمای ایران را یک قدم به جلو هل داده است و باید به این خاطر از او تشکر کرد.

 فیلمنامه

 از نویسنده نرگس و قرمز بسیار بعید است که چنین فیلمنامه بی‌پایه‌ای را بنویسد. از کسی که سابقه تحقیق و تحلیل در مورد روند فیلمنامه‌نویسی در ایران را دارد بعید است چنین فیلمنامه‌ای بنویسد. از کسی که انصافاً کوله بار تجربه و اطلاعات فراوانی را به دوش می‌کشد بعید است چنین فیلمنامه‌ای بنویسد. ... از جیرانی بعید است چنین فیلمنامه‌ای بنویسد. ضعفهای فیلمنامه آنقدر زیاد است که برای دانستن پیش پا افتاده‌ترین آنها کافی است به صحبتهای مردمی که از سالن سینما خارج می‌شوند دقت شود.

 

بازیگران

رعنا آزادی‌ور: شیرینی نهفته‌ای در چهره سردش پنهان است که می‌تواند کاراکترهای مختلفی را به صورت جذاب، بنمایاند. هر چند که در مارمولک و کارگران مشغول کارند به چشم نمی‌آمد اما در هوو حضوری دلنشین داشت. بازی او در پارک وی خوب بود اما ضعف فیلمنامه قدرت مانور را از او گرفته بود. اگر فیلمنامه اجازه می‌داد به فرایند روانی شدن تدریجی او به صورت مناسب‌تری پرداخته شود، شاید قابلیتهای بازیگری او نمود بهتری پیدا می‌‌کرد.

 

نیما شاهرخ‌شاهی: انتخاب یک چهره ناشناخته برای این نقش کار بسیار شایسته ای بود. صورت سرد او هم تا حدی با نقش همخوانی داشت. اما هرگز نمی‌توان پذیرفت که چهر‌اش آنقدر جذاب باشد که یک دختر مرفه، با اولین نگاه راضی شود بدون تحقیق با او ازدواج کند. (هنوز در خاطره‌ها مانده است که جیرانی در شام آخر از محمدرضا گلزار صرفاً به خاطر چهره‌اش استفاده کرد و موفق هم بود). بازی غلو شده او در بعضی از سکانسها (ایستادن در مسیر کامیون، نشستن در اتاق تمرین نمایش) ، هر چند به احتمال زیاد خواسته کارگردان بوده است اما بسیار ضعیف از کار درآمده است.

 

بی‌تا فرهی: قرار گرفتن بی‌تا فرهی در کنار دکتر سماواتی یاد آور هامون است (اما این‌بار جلال مقدم دیگر وجود ندارد) اما بازی‌اش یادآور هیچ چیز نیست. بسیار غیر قابل تحمل است و به احتمال خیلی زیاد تا چند وقت دیگر اصلاً به یاد نمی‌آید. ضعف شخصیت‌پردازی و پراکنده‌گویی در مورد این شخصیت (رفتن شوهر، پول زیاد، رابطه با مردان بسیار، بیماری روانی، مرخص کردن کوهیار از تیمارستان و ...) به صورت فوق‌العاده‌ای آن را غیر قابل درک کرده است.

 

آناهیتا همتی: مشرقی این فیلم جیرانی بسیار ابله و متفکرنما به نظر می‌رسد. همتی یک بازی بسیار معمولی را انجام داد که با توجه به سابقه او انتظاری بیشتر از این نمی‌رفت. (هنوز نمی‌دانم چرا برخی از افراد این فیلم را یک موفقیت و شروع دوباره برای او به حساب می‌آورند)

 

محمدرضا شریفی‌نیا: مست لایعقل و دیگر هیچ. رفتار عادی شریفی‌نیا بدون حس خاصی در این فیلم به وضوح دیده شد. تنها نکته مهم نقش او خواندن تک بیت «کوچه تنگه نسبتاً    عروس قشنگه نسبتاً» بود و البته مرگ با تبر که به واسطه اصلاحات، خشونتش تعدیل شده بود...

 

نیوشا ضیغمی: پس از محبوبیت اخراجی‌ها در این فیلم بیشتر به او دقت شد اما در این فیلم هم قابلیت مانور چندانی برای او وجود نداشت تا حدی که نمی‌توان به راحتی در مورد خوب یا بد بودن او نظر داد.

 

مهدی احمدی: ماندگارترین نقش او، استاد فیلم شبهای روشن است. هنوز هم در هیچ فیلم دیگری شخصیت سرد روسی آن فیلم تکرار نشده است تا بتواند به خوبی بر روی چهره او بنشیند. در این فیلم هم عادی بود مثل تمام کارهای دیگرش.

 

 کارگردان:

 کارگردانی این فیلم نیز نکته مهم و قابل توجهی نداشت. همانند آب و آتش که جیرانی از ذوق موضوع جسورانه‌اش کارگردانی را فراموش کرده بود این بار نیز از ذوق ژانر تازه‌اش درون همان دیگ افتاده است. گرته‌برداری از فیلمهای محبوب ژانر وحشت دنیا مانند تلألو (چه عنوان فوق‌العاده‌ای) و اره تا حدی نقطه ضعف کار او به شمار می‌رود. البته دور از انصاف است که به نکات قابل توجه فیلم اشاره نکرد. در برخی از سکانس‌ها همکاری او فیلمبردار خوبش (فکر می‌کنم فرج‌الله حیدری) بسیار دیدنی از کار درآمده‌است.

 

جمع‌بندی:

پارک وی فقط یک آغاز است و فقط گامهای اولیه برداشته شده است. امیدوارم فیلمسازان بعدی از این تجربه گرانبها ( با تأکید بر روی ضعیف بودن اثر) درسهای خوبی بگیرند و این ژانر نیز جای خود را در بین فیلمهای ایران به درستی بیایبد. هرچند باید به این نکته نیز توجه داشت که تکنولوی مدرن فیلمسازی نیز به صورت جزء جدایی‌ناپذیر این گونه سینما محسوب می‌شود که  تا حدی فیلم تقاطع گامهای اولیه پیشرفت آن را نیز برداشته است. سینمای ما همچنان به افراد جسور احتیاج دارد.  

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...