امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ نویسنده: امید جهانیان - جمعه ۱۳ تیر ۱۳٩۳

پیش‌نوشت: علاقه شخص بنده به تیم فوتبال آرژانتین بر نزدیکان پوشیده نیست و مسبوق به جام جهانی 1990 در دوران خردسالی است. بسیار زودتر از این لحظه باید این متن را می‌نوشتم تا حداقل پیش‌بینی‌های صحیح من در خصوص تیم آرژانتین دلیلی بر صحت نظراتم باشد اما هم‌گروه شدن ایران و آرژانتین این فرصت را از من گرفت. هرچند هنوز هم نگران هستم که برچسپ «عدم التزام عملی به تیم ملی فوتبال نظام جمهوری اسلامی» به من الصاق شود.

تیم آرژانتین در جام‌جهانی امسال تفاوت بسیاری یا چند دوره اخیر (دوران پس از مارادونا) دارد. مارادونا فوتبال آرژانتین را به دوران قبل و بعد از خود تقسیم کرد. پس از مارادونا، ستاره‌های مختلفی به این تیم آمدند (باتیستوتا، ورون، ارتگا، ریکلمه، ردندو، کرسپو و ...) اما امسال تیم یک ابرستاره دارد. این دقیقاً همان چیزی است که آرژانتین به دنبال آن بود. آرژانتینی‌ها پس از مارادونا به دنبال کسی بودند که اتکای کامل به او داشته باشند تا عملاً آنها را رهبری کند. هرچند می‌توان این دیدگاه جهان سومی را به مقولات اجتماعی نیز گسترش داد که خوب است در مجالی دیگر راجع به آن بحث شود. همه بازیکنان بزرگ بعد از مارادونا با او مقایسه می‌شدند و سعی می‌شد بازی آنها به بازی مارادونا نزدیک شود. اما اکنون ستاره‌ای در تیم وجود دارد که ویژگی‌های خاص خود را دارد و می‌تواند بدون شباهت به مارادونا، نقطه اتکای آرژانتین باشد. سوالی که می‌تواند مطرح شود این است که آیا چنین رویکردی - اتکا به تک ستاره - در فوتبال مدرن امروزی درست است؟ و پاسخ آن به احتمال خیلی زیاد، «خیر» است اما باید توجه داشت که هنوز کسی در آرژانتین پیدا نشده که آنها را از شوک رفتن مارادونا بیرون آورد.

بازی مسی به هیچ عنوان شبیه به مارادونا نیست اما یک خصوصیت مشترک دارند: می‌توانند یک تنه نتیجه دیدار را تغییر دهند. در خصوص مارادونا که نیازی به ذکر مثال نیست اما اگر بازی‌های اینچنین مسی معرفی شود (مانند هتریک مسی در بازی ال‌کلاسیکو مارس 2007)، فقط نام بارسلونا به چشم می‌آید. تا پیش از جام‌جهانی نقطه ضعف و وجه تاریک مسی، بازی‌های ملی او بود. برای استفاده از مسی در تیم ملی آرژانتین، باید شرایطی را برای او فراهم کرد که بتواند یکه‌تازی کند. هیچ‌ یک از مربیان پیشین (حتی خود مارادونا) به چنین موضوعی اعتقاد نداشتند اما سابه‌یا (مربی حال حاضر آرژانتین) چنین ریسکی را پذیرفت. تیم را بر مبنای او چید، کسانی مثل کارلوس توز (بهترین بازیکن و بهترین گلزن یوونتوس قهرمان امسال سری آ) را که ممکن بود ناهماهنگی به وجود بیاورند کنار گذاشت، نظرات مسی در خصوص آرایش تیمی را پذیرفت و چهره خود به عنوان یک سرمربی مستقل را خدشه‌دار کرد.

حال آرژانتین با این شیوه بازی می‌کند و اتکای بی‌قید و شرط به مسی دارد. تیم‌های مقابل، مسی را می‌شناسند و بر روی او برنامه‌ریزی می‌کنند. بوسنی، ایران و سوییس تمام استراتژی‌های تیمی خود را به مهار مسی معطوف کردند و اتفاقاً موفق هم بودند بنابراین تیم آرژانتین متکی به مسی، زمین‌گیر شد و بد بازی کرد. این موضوع باعث شده که اغلب تحلیل‌گران با توجه به این بازی‌ها، تیم آرژانتین را فاقد ویژگی‌های قهرمانی ببینند. نکته جالب در هر سه بازی یاد شده این است که یک لحظه غفلت از مسی سبب شد تا او به تنهایی نتیجه بازی را تغییر دهد. این همان خصوصیتی است که از جانشین مارادونا در این تیم انتظار می‌رود. این روند از دید کارشناسان فیفا هم پنهان نمانده و علیرغم عالی بودن دروازه‌بان هر سه تیم در بازی، مسی به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب شده است. در بازی کمتر دیده شده آرژانتین-نیجریه، این روند وجود نداشت. نیجریه همه توان خود را صرف مهار مسی نکرد. این سبب شد تا حملات پردامنه‌ای داشته باشد و دو گل هم زد تا ضعف‌های خط دفاعی و دروازه‌بان آرژانتین به وضوح مشخص شود. اما رها شدن مسی کار دست نیجریه داد. او 2 گل زد و با این که در دقیقه 63 از زمین بیرون رفت، بهترین بازیکن میدان شد.

حال باید دید که بلژیک در بازی بعد، چه استراتژی را در مقابل آرژانتین پیش خواهد گرفت. بلژیک یک تیم تهاجمی قوی است که مربی آن محافظه‌کاری هیتزفیلد و کیروش را ندارد چون تا همین‌جای جام هم موفق بوده است. اگر این پیش‌بینی درست باشد، شاهد یک بازی پرگل خواهیم بود. یعنی آرژانتین قطعاً به خاطر ضعف خط دفاعی خود گل خواهد خورد اما میل تهاجمی بالای مسی آنها را جبران می‌کند. تجربه تیمی بلژیک در حدی نیست که بازی را به نفع خود برگرداند. اما اگر بلژیک نیز روندی دفاعی برای خود انتخاب کند، آنگاه ماجراهای بازی با بوسنی، ایران و سوییس تکرار می‌شود و احتمالاً باز هم مسی با هوش ذاتی خود نتیجه را رغم خواهد زد. البته باید احتمالات و اتفاقات را هم مد نظر قرار داد. یکی از نگرانی بنده به عنوان طرفدار آرژانتین این است که اگر تیم تدافعی مقابل در یکی از ضدحمله‌های خود به گل اول بازی برسد، آیا آرژانتین برنامه‌ای مستقل دیگری برای جبران آن دارد یا خیر؟ با این حال پیش‌بینی می‌شود که برنده بازی، آرژانتین باشد.

از سویی دیگر، احتمال رویارویی آرژانتین با هلند در نیمه‌نهایی بسیار زیاد است. هلندی قطعاً تیمی نیست که سیستم تهاجمی خود را فدای مهار مسی کند به همین سبب، این بازی نیمه‌نهایی بازی جذابی خواهد شد. این نشان خواهد داد آیا آرژانتین تیمی در حد و اندازه قهرمانی است یا خیر؟ این بازی به راحتی قابل پیش‌بینی نیست و باید دید در زمین بازی چه روندی حاکم خواهد شد.

خوب بازی کردن در هفت بازی پیاپی، تنها ملاک قهرمانی در جام جهانی نیست. اگر تیمی شانس اشتباه کردن و جبران آن را در طول جام داشته باشد، می‌تواند احتمال موفقیت خود را افزایش دهد و همینطور اگر شانس آن را داشته باشدکه در طول جام، کمبود بازی‌های تدارکاتی خود را جبران کند. آرژانتین امسال در چنین وضعیتی قرار گرفته است. بسیاری از بازیکنان آن تا کمی پیش از شروع جام، درگیر باشگاه‌های خود بودند و هنوز هماهنگی‌های لازم برای استراتژی اتکا به مسی را تمرین نکرده‌اند. اما این شانس شامل حال آرژانتین شده است که تا نیمه‌نهایی در مسیر تیم‌هایی همچون بوسنی، ایران، نیجریه، سوییس و بلژیک، قرار گیرد که از لحاظ شخصیت تیمی هنوز در حدی نیستند که با نام بزرگ آرژانتین رقابت کنند حتی اگر از آن بهتر بازی کنند. گویی آرژانتین قرار است با پنج بازی تدارکاتی، مستقیم وارد مرحله نیمه‌نهایی جام شود. این بازی‌ها، فرصتی طلایی را در اختیار آرژانتین قرار داده‌است تا بهترین نتیجه خود در جام‌های جهانی پس از مارادونا را رقم بزند.

بر خلاف نظر بسیاری از کارشناسان و دوستان و با اتکا به استدلال‌های فوق، همچنان آرژانتین را شانس قهرمانی جام می‌دانم. اگر آرژانتین و برزیل به فینال برسند، هیچ چیزی قابل پیش‌بینی نیست اما قطعاً بزرگترین بازی تاریخ جام‌های جهانی خواهد بود که حتی پیش از شروع، در رده بازی‌های کلاسیک جام‌های ‌جهانی قرار خواهد گرفت. این اوج هیجان جام خواهد بود!

لینک      نظرات ()      

لگد زدن به مرده نویسنده: امید جهانیان - چهارشنبه ٤ تیر ۱۳٩۳

این روزها اظهارنظرها و صحبت‌های سابق برخی از مربیان فوتبال ایران در خصوص کی‌روش نقل محافل مجازی شده است که احتمالاً بسیاری از آنها به بعد از باخت‌های ایران مقابل لبنان و ازبکستان باز می‌گردد. این اظهار نظرهای جالب و حالا در بسیاری موارد خنده‌دار، گوشه‌ای از ضعف‌های اجتماعی را نشان می‌دهد.

یک نمونه جدیدتر هم سیل انتقاداتی بود که بعد از 2 باخت مقابل ایتالیا، نصیب کواچ شد. بسیاری او را با ولاسکو مقایسه و تحقیر کردند اما به فاصله کمتر از یک هفته و پس از بردن برزیل در خاک خودش، همه عاشق گریبان‌دریده او شده‌اند. همانطور که الان علاقه افراطی به کی‌روش به حدی رسیده است که حتی سایت‌هایی مانند تابناک، سرانه هر ایرانی برای پرداخت دستمزد او را نیز حساب کرده‌اند.

باید بیاموزیم که این اخلاق بد انتقاد در شرایط نامناسب را کنار بگذاریم. اگر تیم فوتبال ایران مقابل لبنان باخت، یک مربی داخلی فوتبال باید نقاط ضعف را ببیند و گوشزد کند نه این‌که اصل قضیه وجود سرمربی را زیر سوال ببرد. باید بفهمد که این دو مقوله، دو مفهوم جداگانه هستند.

همیشه بحث بر سر این بوده که ما ایرانیان می‌دانیم چه نمی‌خواهیم اما نمی‌دانیم چه می‌خواهیم برای همین همیشه در اعتراض به شرایط موجود، نخبه به حساب می‌آییم اما برای درست کردن شرایط، پخمه هستیم. حال می‌خواهم مورد دیگری را نیز من اضافه کنم که بسیاری از ما ژست انتقاد به خود می‌گیریم نه برای این‌که آنچه دوست داریم را اصلاح کنیم بلکه برای این‌که به صورت غیرمستقیم نشان دهیم جای ما باید آنجا باشد و حق ما خورده شده است. این نتیجه‌گیری مشابه نتیجه‌ای است که بعد از مدت‌ها بحث و پرسش در کلاس‌های خودم به دست آورده‌ام. می‌توانم با اطمینان اعلام کنم اکثر کسانی که به «پارتی‌بازی» انتقاد می‌کنند در واقع مشکلی با پارتی‌بازی ندارند بلکه از «پارتی نداشتن» ناراحت هستند.

 بی‌گمان حضور ولاسکو، کی‌روش و امثال آنها روزی در ورزش کشور به اتمام می‌رسد، اما باید همواره به یاد داشته باشیم که این موفقیت‌های بزرگ و کوچکی که در دوران آنها رخ داده است، حاصل تاکتیک‌پذیر شدن تیم‌های ورزشی ماست و این می‌تواند درس‌های بزرگ اجتماعی برای ما به همراه داشته باشد. هر زمان که یاد بگیریم شاید با کمتر کردن خودخواهی‌ها و خودبزرگ‌بینی‌هایمان، بتوانیم موجب توسعه گروهی را به وجود آوریم که خود جزئی از آن هستیم.

یک مربی داخلی اگر تیم ملی را به جام جهانی نمی‌رساند یا در جام جهانی بازی‌های بسیار معمولی و حتی ضعیف (مانند جام جهانی 2006) انجام می‌داد، ارج و اعبتاری بسیار کمتر از حالا داشت که اخبار تیم ملی فوتبال ایران در دنیا مطرح است و او می‌تواند به عنوان یک مربی ایرانی، اظهار نظر کند.

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...