امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
بهاریه مختصر نویسنده: امید جهانیان - سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧

عید هم چیز خوبیه... آدم که تعطیله فرصت زیادی داره که به کارهای خودش برسه البته اگه توقعات این و اون بذاره... یاد اون سالی می‌افتم که هیچ جا نرفتیم و فقط تو خونه نشسته بودیم و فیلم می‌دیدیم، تو یه روز آبی، سفید و قرمز کیشلوفسکی رو درست مثل قرص‌هایی که بعد از هر وعده غذایی تجویز می‌کنند، دیدیم. اون سال نوبت به فیلم‌هایی مثل آرامش در حضور دیگران، پستچی و ... هم رسیده بود. چه عید مفیدی بود.

البته عید یه لذت خاطره‌انگیز دیگه هم برام داره، اون هم خوندن بهاریه‌های مجله فیلمه که انصافاً خیلی‌هاشون بی‌نظیره، هر سال می‌خوام یه بهاریه بنویسم و بفرستم ببینم چاپ می‌کنند یا نه، اما نمی‌شه...

 

اما اونچه تو این چند سال اخیر باعث شده که عیدها قشنگ بشه، دیدن فیلمهای آقای اصغر فرهادی و بانو است که دم عید اکران می‌شه و دل آدم رو شاد می‌کنه. هنوز طعم خوش چهارشنبه‌سوری از زیر دندانمان خارج نشده بود که دایره‌زنگی آمد. امسال هم خوشبختانه قرار شده درباره الی... اکران بشه. بی‌صبرانه منتظر خلوت شدن این شهر لعنتی در روزهای اول سال هستم تا با خیال راحت به سینمای محبوبم (سینما آزادی مدرن) و اگر نشد پردیس ملت بروم و دوباره لذت سال نو را تجربه کنم.

لینک      نظرات ()      

سریال بی گناهان نویسنده: امید جهانیان - شنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٧

احمد امینی منتقد ماهنامه فیلم بود که فعالیت‌های سینمایی هم داشت، مثلاً در فیلم اول و نسبتاً مهجور فریدون جیرانی یعنی صعود، دستیار کارگردان بود. سابقه کارگردانی سینما هم دارد اما سریال‌سازی را با اولین شب آرامش آغاز کرد. اولین شب آرامش سریال خوبی بود که البته بعضی از بخش‌های آن حسابی بیننده را کلافه می‌کرد اما در مجموع شخصیت‌پردازی مناسب و کشش خوب روایت باعث شده بود تا سریال در رده خوب قرار گیرد و یک سر و گردن از سایر سریال‌های تلویزیون (که عملاً توهین به شعور مخاطب محسوب می‌شود) فاصله داشته باشد.

امینی در سرال دوم خود دست به کار بزرگی زد. یک سناریوی قوی به همراه استفاده از تیم متبحر بازیگری با این خلاصه داستان: «سه تا رفیق بودن... اولی می‌گه بریم دزدی... دومی می‌گه چه بدزدیم؟... اولی می‌گه تخم طلا..

روایت سریال بی‌گناهان بسیار جذاب است. سریال عملاً شخصیت محوری اصلی ندارد و هر یک از شخصیت‌ها برای خود دنیای تکامل یافته‌ای دارند که طولانی بودن زمان سریال این امکان را به راحتی به کارگردان و نویسنده داده است. کافی است نگاهی به فراز و فرودهای داستانی شخصیت‌های جلال، آصف، فرید، انتظام و حتی مادر - هیچگاه نشان داده نشده - فرید، انداخته شود تا بتوان به این موضوع پی‌برد.

دیالوگ‌ها بسیار منطقی نوشته شده است و عملاً در بسیاری از موارد به بحث‌های جذاب و پرکشش بدل می‌شوند که می‌توان تا ساعت‌ها پس از پخش سریال در مورد آن جدل کرد.

و اما از همه مهمتر تیم بازیگری سریال است. همه بازیگران در نقش‌های خود خوب نشسته‌اند و شخصیت‌پردازی محکم باعث شده است تا این بازیگران خوب بتوانند با بهترین حالت به ایفای نقش خود بپردازند. حضور محمدعلی طالبی (دوست همیشه حاضر جلال) و همایون اسعدیان (روانپزشک) نیز خالی از لطف نیست.

و در انتها امیدوارم سریال با همین قدرت در قسمت‌های باقیمانده ادامه پیدا کند تا طعم یک سرال خوب دیگر (مانند مدار صفر درجه و روزگار قریب) در ذهن من باقی بماند.

لینک      نظرات ()      

آخربازی نویسنده: امید جهانیان - دوشنبه ٥ اسفند ۱۳۸٧

همایون اسعدیان را با فیلم آخربازی شناختم هرچند که اولین فیلم او نبود، حتی پیش از آن به یاد نمی‌آوردم که او یکی از نویسندگان کلاه قرمزی و پسرخاله است. فیلم را در روزهای اوج فیلم دیدن در سال 1380 دیدم و به هیچ وجه انتظار نداشتم فیلم خوبی باشد اما با دیدن فیلم کاملاً جا خوردم. فیلم لذت‌آفرینی بود. بعد از آن فقط از فیلم تعریف می‌کردم و بزرگتر که شدم این تعاریف کمی با احتیاط بیشتر انجام می‌شد که مبادا آن موقع به خاطر بی‌تجربه بودن اینقدر از فیلم لذت برده باشم و آن را فیلم خوبی می‌دانستم. به همین جهت می‌ترسیدم که حتی فیلم را دوباره ببینم. می‌ترسیدم متوجه اشتباه خودم شوم و طعم خوب آن از زیر زبانم خارج شود.

چند روز پیش که به فروشگاه رسان‌های تصویری (ولیعصر - توانیر) رفته بودم، فیلم را دیدم. بی اختیار خریدم و در سینمای خانگی به تماشا نشستم.

 

نتیجه خیره‌کننده بود. به نظرم هنوز چیزی از ارزشهای فیلم کم نشده است. فیلمی که کاندیدای بهترین فیلم و بهترین کارگردانی جشنواره فجر شده بود و جایزه دیپلم افتخار کارگردانی را برای اسعدیان به همراه داشت، علیرغم مهجور ماندن، هنوز ارزش دیدن را دارد.

آخربازی بسیار حساب شده پیش می‌رود، پایبند به قواعد کلاسیک فیلمنامه است، موضوعی که بسیاری از فیلمسازان ایرانی از آن طفره می‌روند و توجه به آن شاهکارهایی چون شوکران و چهارشنبه‌سوری را خلق کرده است. اولین بازی حامد بهداد چندان چشمگیر نیست اما پوپک گلدره در این فیلم فوق‌العاده است. حالا بیشتر احساس می‌کنم که رفتنش برای سینمای ایران حیف بود هرچند ترجیح می‌دهم قسمت‌های اولیه سریال معظم نرگس !!! را فراموش کنم. روند داستان بسیار خوب تماشاگر را با خود همراه می‌کند و کارگردانی آن نیز به صورت ظریف این همراهی را قدرت می‌بخشد.

 

پی‌نوشت 1: با وجود این‌که سریال راه بی‌پایان (همایون اسعدیان)، نسبتاً خوب بود اما آرزو می‌کنم اسعدیان یک بار دیگر فیلمی با قدرت آخربازی بسازد.

پی‌نوشت 2: دیدن این فیلم را به همه توصیه می‌کنم، حتی پس از گذشتن 9 سال.

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...