امید جهانیان
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشترک شماره 12477 مجله فيلم ()
مصائب مسيح نویسنده: امید جهانیان - سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۳

 مريم زير درخت آرميده بود. انتظار تو را مي کشيد. سياهپوش کنار او بود، طوماري از تهمت و دروغ. از پشت درخت آمدنت را ديدم. من هم آنجا بودم، درست کنار آن فرشته سپيد.

   پدرت نجار بود؟ خودت هم نمي داني ، اما من مي دانم. شايد به خاطر همين ندانستن نجار شدي، خودم هم نمي دانم. مي دانم صليب مي ساختي.

   يک روز گم شدي. گشتم. پيدايت کردم. دايره اي با انگشتهايت روي زمين کشيده بودي. سياهپوش نتوانست محيط دايره را بشکند، مار و شير هم. من شکستم و ديدم که  پدرت را شناختي. مي دانستم و نگفته بودم.

   زن شبانه موعودت را بوسيدي و رفتي. رو بر نگرداند تا رفتنت را ببيند. من ديدم. برهنگي زن شبانه موعودت را هم ديدم. ماهي گرفتي و ترسيدي، شراب ساختي و ترسيدي، بينا کردي و ترسيدي، زنده کردي و ترسيدي، اما من نترسيدم. سياهپوش بود و لب مي گزيد. سياهپوش به برهنگي مي انديشيد.

   باز گشتي. زن را سنگ مي زدند. من بودم. تازه رسيده بودي. به صاعقه مي انديشيدي. نزديک که آمدي، سياهپوش هم سنگ برداشت.خواستم جلو بيايم. سنگها زياد بود. سنگباران که تمام شد، هنوز بودي، من هم بودم. سياهپوش لب مي گزيد. روسپي با اشک پاک شد و پاهاي خيس تو با موهاي سياه بلند. فرشته سپيد خنديد.

   طوفانت شروع شد. همه بودند، تو، من، مريم، سياهپوش، فرشته سپيد، همان زن شبانه موعود و خرسواران متعصب در پي ات.

   شام آخرت براي دوازده نفر بود. من، نفر سيزدهم، بايد کار ديگري مي کردم، خيانت. با سياهپوش رفتم و گفتم. سياهپوش به من خنديد، فرشته سپيد هم. آمدند و گرفتند و بردند. پدرت مي خنديد.

   محکوم شدي و خنديديم. شلاق خوردي و خنديديم. مي خنديدي و خنديديم. چوب صليبت را خودم تراشيدم. جلا دادم. وقتي که از شدت زخم، نتوانستي صليب را بر دوش بکشي، من انتخاب شدم و بر دوش کشيدم. جمعيت زياد بود و سياهپوش در ميان آن، مريم هم بود. دست راستت روي صليب دراز شد. اولين ضربه چکش که بر ميخ فرود آمد، خون تو-شراب من- پاشيد. فرشته سپيد از شراب خون تو مست شد و من از اشک مريم. دست چپت و پاهايت، همه مست بودند به جز سياهپوش که دست بر گردن خرسواران داشت و مي خنديد. صليب که بالا رفت، مريم برخواست. من در سمت راست تو روي صليب بودم و سياهپوش در سمت چپ. وقتي به من خنديدي، کلاغ چشمان سياهپوش را درآورد.

   مريم مي گريست، زن شباه موعود هم. ديگر کاري از دست موهاي سياه بلند هم برنمي آمد.

   وقتي سياهپوش را از روي صليب پايين آوردند، بالا رفت و گريست.

   وقتي من را از روي صليب پايين آوردند، فرشته سپيد گريست و زن شبانه موعود دستم را گرفت.

   و مريم هنوز پاک بود که تو را از روي صليب ...

                           نه، تو پايين نيامدي، تو بالا رفتي و « مسيحا » شدي ...

 

لینک      نظرات ()      

افسانه ۱۹۰۰ نویسنده: امید جهانیان - سه‌شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۳

   « افسانه ۱۹۰۰ » را ديدم. به قول پرويز دوايي، بعضي فيلمها آدم را مجبور مي کند که وسط راهروي سينما رو به پرده نقره اي جادويي سجده کند.

   علم رياضي مي گويد، خطوط موازي در بينهايت به مي رسند.

   اگر خاطره، عشق، غم، شادي و همه احساست ديگر را خطوط موازي فرض کنيم، بايد در يک جايي به هم برسند. « تورناتوره » اين نقطه را به ما نشان مي دهد.

   « تورناتوره » نه تنها نشان مي دهد خاطره چيست بلکه مي آموزد چگونه خاطره بسازيم. دوستش دارم.

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر مهربان بودن را تمرین کنیم چرا کن2016، فارغ از سانتی‌مانتالیسم رسانه‌های چندکلمه‌ای، برای سینمای ما مهم است چرا چهار سال پیش برای والیبال دلمان گرفت ...؟ آیا آرژانتین قهرمان جام جهانی خواهد شد؟ لگد زدن به مرده نبراسکا (Nebraska) گوش بری آمریکایی (American Hustle) گرگ وال استریت (the Wolf of Wall Street) شکار (the Hunt) رانین (Ronin)
کلمات کلیدی وبلاگ مهرجویی (۱٢) نظریه پردازی مدرن (۱٢) معضلات سینمای ایران (۸) سوگ (٧) اصغر فرهادی (٧) گوگوش (٢) مانی حقیقی (٢) وودی آلن (٢) خسروشکیبایی (٢) جلال مقدم (٢) علی حاتمی (٢) رومن پولانسکی (٢) داود میرباقری (٢) روح الله حجازی (۱) جنیفر لارنس (۱) هانکه (۱) توماس وینتربرگ (۱) دیوید او راسل (۱) الکساندر پین (۱) شایان و شایگان (۱) کشتن مرغ مقلد (۱) گریگوی پک (۱) پرویز شهبازی (۱) مارتین اسکورسیزی (۱) ژان رنو (۱) پیمان معادی (۱) حمید فرخ نژاد (۱) دیوید کراننبرگ (۱) فرامرز قریبیان (۱) کنعان (۱) حاتمی کیا (۱) کیت بلانشت (۱) گلشیفه فراهانی (۱) تارانتینو (۱) مختارنامه (۱) احمد آقالو (۱) بهروز وثوقی (۱) راتاتویی (۱) لیلا حاتمی (۱) هما روستا (۱) فریدون جیرانی (۱) شهره آغداشلو (۱) آخربازی (۱) حمید سمندریان (۱) مارادونا (۱) دیوید فینچر (۱) مسی (۱) اکبر عبدی (۱) آرژانتین (۱) مهتاب کرامتی (۱) رابرت دنیرو (۱) جام جهانی (۱) انیمیشن (۱) همایون ارشادی (۱) مهربانی (۱) لئوناردو دی کاپریو (۱)
دوستان من اهدای عضو یادداشتهای من در IMDB ماهنامه فیلم هوشنگ گلمکانی مسعود مهرابی آیدین آغداشلو علیرضا امک چی گاهک نیمه تاریک ماه عقاید یک دلقک رقص سرد و در آغاز کلمه بود ...